یکی از آرزوهای عاشقان شکلات پیدا کردن مکانی است که به هر طرف نگاه کنید تنها شکلات خواهید دید.  باید بگوییم که این مکان جایی نیست جز  بروکسل که به پایتخت شکلاتی دنیا معروف است و بهترین شکلات سازی های دنیا نیز در آن واقع شده اند.

بروکسل پایتخت کشور بلژیک است و همانطور که می دانید بلژیک یکی از کشورهای پیشروی دنیا در صنعت شکلات است. در بلژیک نزدیک به ۳۰۰ کارخانه تولید شکلات مشغول به تولیدند و معروفترین شکلات مغز دار بلژیک بیش از صد سال است که تولید می شود. آمارها حاکی از آن است که این کشور بیشترین سرانه مصرف شکلات در دنیا را نیز در اختیار دارد و سال هاست که به قطب شکلات سازی اروپا تبدیل شده است.

در بلژیک بیش از ۱۷۰ هزار تن شکلات در سال در بیش از ۲۰۰۰ فروشگاه فروخته می شود و هر بلژیکی در سال بیش از ۱۱ کیلوگرم شکلات در سال مصرف می کند. گفتنی است زpralines  معروفترین ترکیب شکلات در بلژیک است که محصولی لطیف از ترکیب به میزان کره کاکائو شیر و خامه حاصل از مغز خشکبار است .

یکی از نکات جالب در مورد گردشگران این شهر، شش میلیون گردشگری که در سال از بروکسل دیدن می کنند محال است این شهر را بدون خرید یک یا چند بسته شکلات پرالاینز ترک کنند و تورهای گردشگری حتما یک روز از گشتهای خود را به بازدید از کارخانه های و خانه های شکلات بروکسل اختصاص می دهند.

شرکت اچ جی هاینز که به طور مختصر به نام هاینز شناخته می شود. معروفترین برند تولید کننده سس کچاپ در دنیا است که دفتر مرکزی آن در پیتزبورگ پنسیلوانیا واقع شده است. این شرکت تولید کننده مواد غذایی در تمامی قاره های جهان دارای کارخانه های متعددی است و محصولاتش که انواع آنها به جز سس کچاپ به بیش از هزار نوع می رسند در بیش از ۲۰۰ کشور جهان عرضه می شوند. این شرکت مدعی است که بیش از ۱۵۰ برند دارد که در جهان برند شماره ۱ و یا شماره ۲ هستند. از نظر کچاپ در آمریکا این شرکت رتبه شماره ۱ را با بیش از ۵۰% از سهم بازار در اختیار دارد. این شرکت در سال ۱۸۶۹ توسط هنری جی هاینز بنا نهاده شد و فعالیت خود را  البته در ابعاد کوچک و در  زمینه بسته بندی مواد غذایی آغاز کرد. او در ابتدا با چند نفر از جمله برادر خود مشارکت داشت ولی در سال ۱۸۸۸ سهام شرکای خود را خرید و به تنهایی به توسعه شرکت پرداخت.

محصول سس گوجه فرنگی یا کچاپ هاینز که یکی از پر فروشترین برند های کچاپ در دنیا است در سال ۱۸۷۶ توسط این شرکت به بازار معرفی شد. در سال ۱۹۰۷ هاینز تصمیم به تولید با ظرفیت بسیار بالا گرفت و با تولید ۱۳ میلیون شیشه کچاپ در سال شروع به صادرات این محصول به بازارهای بین المللی از جمله هند، استرالیا، آفریقای جنوبی، نیوزلند، ژاپن، آمریکای جنوبی و بریتانیا کرد. کچاپ  هاینز امروزه در بسیاری از رستوران های دنیا سرو می شود که معمولا با غذاهایی چون سیب زمینی سرخ کرده، همبرگر، هات داگ و دیگر غذا ها مورد استفاده قرار می گیرد.

شعار تبلیغاتی این کچاپ ” هاینز، کچاپ مورد علاقه آمریکا” است. جالب است بدانید که در سال ۲۰۱۲ بیش از ۶۵۰ میلیون شیشه سس هاینز در سراسر دنیا به فروش رفته است که بیشتر آنها در خود ایالات متحده آمریکا تولید می شوند. کچاپ های هاینز به غیر از اینکه در بطری های شیشه ای عرضه می شوند، در بطری های فشاری پلاستیکی و همچنین بسته ای کوچک یکبار مصرف نیز ارائه می گردند. این شرکت برای مدتی کچاپ رنگی با رنگ های سبز و بنفش تولید کرد که بازار کودکان را مخاطب قرار داده بود ولی در سال ۲۰۰۶ تولید آن متوقف شد. شرکت هاینز بنا به نظر سنجی اخیری که در باب رضایتمندی مشتری های آمریکایی انجام شده بود و از ۱۰۶۴۴ مصرف کننده نظرسنجی شده بود بیشترین امتیاز را کسب کرد و حتی بالاتر از شرکت هایی چون کوکا کولا، کرافت و نستله قرار گرفت.

چیپس در آمریکا متولد شد. اما پدری داشت به نام سیب‌زمینی سرخ شده که اولین بار در اواخر قرن ١٨ به وسیله شخصی به نام “توماس جفرسون” در آمریکا معرفی شد.

در اوایل قرن ١٩، سیب‌زمینی سرخ شده به تدریج محبوبیت پیدا کرد تا جایی که وارد فهرست غذایی رستوران‌ها شد.

یکی از شب‌های زمستان سال ١٨٥٣ در رستوران “دریاچه ماه” در ساراتوگای ایالت نیویورک شخصی همراه شام، سیب‌زمینی سرخ شده سفارش داد. پس از دریافت غذا این شخص که ظاهرا “کوریلیوس وندربیلت” نام داشت، با اعتراض به این که سیب‌زمینی‌ها خوب سرخ نشده‌اند و چندان ترد نیستند آنها را به آشپزخانه پس فرستاد.

“جورج کرام”، سرآشپز رستوران که از این انتقاد حسابی عصبانی شده بود برای تمسخر، سیب‌زمینی‌ها را به نازکی کاغذ برید، به شدت به آنها نمک زد و دوباره سرخشان کرد و محصول را به این خیال که غیرقابل خوردن است سر میز “وندربیلت” برد؛ اما دست‌پخت “کرام” به جای یک غذای بی‌مصرف، یک شاهکار از آب درآمد و به همین راحتی چیپس اختراع شد.

صاحب رستوران “دریاچه ماه” به زودی این خوراکی را وارد فهرست غذای خود کرد. چندی بعد “کرام” برای خود رستورانی باز کرد که سیب‌زمینی نازک سرخ‌ شده را به شهرت رساند. “کرام” اسم این اختراع را به یاد رستوران اول “چیپس ساراتوگا” گذاشت. (چیپس Chips جمع Chip به معنی ورقه و لایه نازک است). به این ترتیب نام چیپس به طور رسمی وارد ادبیات غذایی شد و به زودی رستوران‌های دیگر نیز شروع به عرضه آن کردند.

اما این “ویلیام تاپندون” از اهالی اوهایو بود که برای اولین بار چیپس سیب‌زمینی را از رستوران به مغازه‌های خواربار فروشی برد. در سال ١٨٩٥ او فروش چیپس را به خواربار فروشی‌های محل شروع کرد و وقتی کارش گرفت، طویله‌اش را به اولین کارخانه چیپس سیب‌زمینی دنیا تبدیل کرد. کم‌کم مصرف چیپس آنقدر زیاد شد که در اولین سال‌های قرن بیستم چند شرکت و کارخانه بزرگ برای تولید انبوه آن بنا کردند.

امروزه چیپس سیب‌زمینی در شکل‌ها، مزه‌ها و مارک‌های مختلفی تولید و عرضه می‌شود که بعضی از آنها به جای ورقه‌های سیب‌زمینی از قطعه‌های ریز به هم پیوسته آن استفاده می‌کنند.

راستی فکر می‌کنید اگر در آن شب سرد، “کورپلیوس وندربیلت” مشکل‌پسند، هوس سیب‌زمینی سرخ کرده نمی‌کرد، یا “جورج کرام” آشپز انتقادپذیری نبود، جهان چند سال دیگر در انتظار چیپس باقی می‌ماند؟!
همه چیز از یک اتفاق ساده شروع میشه .

شیرینی و شکلات از فراگیرترین خوراکی‌های همه مردم دنیاست، این دسته از مواد‌غذایی همیشه مورد توجه همه سنین، مخصوصا کودکان و نوجوانان بوده و هست. در این بین یکی از نام‌های تولیدکننده شکلات که می‌توان گفت برای همه مردم دنیا آشناست اسنیکرز است. این برند نام تجاری شیرینی‌های ساخته شده توسط شرکت مارس است که شامل نوقا با کارامل و بادام زمینی است و با لایه‌ای مرکب از شکلات و شیر پوشیده شده است.

فرانک مارس در سال ۱۸۸۳ در مینه‌سوتای امریکا متولد شد. مادر او دستی در تولید آبنبات‌های خانگی داشت که همین مسئله موجب شد فرانک در دوران کودکی‌اش به همراه مادرش این کار را یاد بگیرد و بعدها در دوران دبیرستان در سن ۱۹ سالگی می‌توانست به تنهایی آبنبات درست کند و آنها را بفروشد، به‌گونه‌ای که تولید و فروش آبنبات تبدیل به شغل دائمی فرانک شد و بعد از ازدواجش هم به همراه همسرش در آشپزخانه آبنبات درست می‌کرد.

سال‌ها بعد آنها تولید شکلات را نیز آغاز کردند، در سال ۱۹۱۱ آنها کارخانه‌ای در واشنگتن تاسیس کردند اما این کارخانه چندان موفق نبود و باعث شد آنها به شهر خود بازگردند، تا اینکه در سال ۱۹۲۰ این تلاش‌ها منجر به راه‌اندازی شرکت «مار او بار» شد که بعدها نام مارس را به خود گرفت و به یک غول بزرگ جهانی در صنعت شکلات تبدیل شد.

فارست مارس (پسر فرانک) در سال ۱۹۲۳ از یک نوع میلک‌شیک محبوب الهام گرفته و شکلات میلکی خود را معرفی کرد. این محصول به‌عنوان یک شیرینی حاوی شیر تخمیر شده با شکلات مورد تبلیغ قرار گرفت و به‌‌سرعت عنوان پرفروش‌ترین شکلات را از آن خود کرد. کمتر از یک دهه بعد یعنی حدود سال ۱۹۳۰ نخستین شکلات اسنیکرز که آن روزها با نام مارتن (Marathon) در شعبه‌ای از کارخانه شکلات‌سازی مارس در انگلستان فعال بود و فارست آن را مدیریت می‌کرد، تولید شد.

فرانک مارس فرصت زیادی پیدا نکرد تا موفقیت‌های بزرگ‌تر خود را ببیند چراکه در سال ۱۹۳۴ در سن ۵۰ سالگی درگذشت‌ اما وارثان او یعنی فارست مارس و همسرش راه او را ادامه دانند تا اینکه در سال ۱۹۶۳ بزرگ‌ترین کارخانه تولید شکلات مارس در کشور هلند دایر شد که یکی از بزرگ‌ترین تامین‌کننده‌های شکلات در اروپاست.

بعد از آن مارس یک محصول دیگر به نام تویکس را در سال ۱۹۷۹ به بازار عرضه کرد که بعد از گذشت سال‌ها این محصول همچنان یکی دیگر از محصولات پرطرفدار این شرکت است. در سال ۱۹۹۰ نام مارتن در سراسر جهان به اسنیکرز Snickers تغییر یافت. گفته می‌شود که خانواده مارس نام Snickers را از روی نام یک اسب محبوب خانوادگی برداشته‌اند.

شرکت شکلات مارس طی سال‌های متمادی بسیار بزرگ ‌شده و اکنون یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های خصوصی در جهان است. مارس در تمام این سال‌ها خود را یک شرکت خانوادگی می‌نامد و معتقد است چون مالکیت شرکت خصوصی است پس احتیاجی به پاسخگویی به کسی جز خودشان نیست، به همین دلیل با تاکید بر اینکه آنها استانداردهای خاص خودشان را دارند با اکثر سازمان‌های عمومی بزرگ مانند فروشگاه‌های تعاونی همکاری نمی‌کنند. به‌رغم این محرمانه بودن، مارس در میان دیگر همتایانش به‌عنوان بهترین آموزش‌دهنده مدیران خود مشهور است.

این شرکت که اکنون هم توسط اعضای خانواده مارس اداره می‌شود، هنوز بسیاری از راه‌های تجارت اولیه خود را که به این شرکت در موفقیتش در دنیا کمک کرد به‌کار می‌بندد.

شکلات Snickers سالانه به‌تنهایی ۲ میلیارد دلار برای شرکت مارس درآمد دارد. روزانه بیشتر از ۱۵ میلیون شکلات Snickers در دنیا تولید می‌شود که برای تولید آنها حدود ۱۰۰ تن بادام‌زمینی مصرف می‌شود. داستان شکلات Snickers یک داستان موفقیت روزبه‌روز در صنعت شکلات است. اسنیکرز شامل مغز بادامی و رویه کارامل و بادام‌زمینی با شکلات با طعم شیر است. شکلات اسنیکرز یکی از محبوب‌ترین شکلات‌های مغز‌دار در جهان است. تبلیغات مارس به‌گونه‌ای است که حس تازه شدن و با انرژی شدن به شما می‌دهد.

این شرکت همیشه روی مقوی بودن محصولاتش تاکید می‌کند و روی محصولاتش عنوان می‌کند که هر اسنیکرز حدود ۲۵۰ واحد کالری دارد و با وجود این مقدار ۱۰۰ درصد گرسنگی را رفع می‌کند و بهتر است در خوردن آن زیاده‌روی نکنید. اکثر تبلیغات این شرکت خلاقانه است و اسنیکرز بودجه فراوانی را صرف طراحی رویدادهای تبلیغاتی می‌کند. به‌عنوان مثال می‌توان به پوستر اسنیکرز برای سوارز اشاره کرد که به همراه یک توییت جذاب در شبکه‌های اجتماعی پخش شد.

لوییس سوارز، مهاجم باشگاه لیورپول و تیم ملی اروگوئه، در جریان دیدار حساس اروگوئه – ایتالیا باز هم رفتار گذشته خود را تکرار کرد و شانه کیه‌لینی، مدافع تیم حریف را گاز گرفت. این مسئله بهانه‌ای شد تا اسنیکرز با هوشمندی از این رفتار سوارز بهره‌برداری تبلیغاتی کند و برای سوارز روی پوستر پیشنهاد بهتری بدهد با شعار «خوشمزه‌تر از ایتالیایی‌ها…» و این جمله را توییت کند: «هی لوییس، دفعه بعد که گرسنه‌ات شد فقط یک اسنیکرز گاز بزن.»

تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می رسید، آتش می افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می آوردند و خوانی ویژه می گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه های خشک در سفره می نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» نام داشت و شامل میوه های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، لُرک که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می شد.در آیین های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده ها و فرآورده های خوردنی فصل و خوراک های گوناگون، خوراک مقدس مانند «می زد» نیز نهاده می شد.

%d8%b4%d8%a8-%db%8c%d9%84%d8%af%d8%a7-1

ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه های البرز به انتظار باز زاییده شدن خورشید می نشستند. برخی در مهرابه ها (نیایشگاه های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب هنگام دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می نامیدند).خورروز در ایران باستان روز برابری انسان ها بود در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده می پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می گرفت نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود این موضوع را نیروهای متخاصم با ایرانیان نیز می دانستند و در جبهه ها رعایت می کردند و خونریزی به طور موقت متوقف می شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ به صلح طولانی و صفا تبدیل شده است. در این روز بیشتر از این رو دست از کار می کشیدند که نمی خواستند احیاناً مرتکب بدی شوند که آیین مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد. ایرانیان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاریکی و سرما می نگریستند و در خورروز در برابر آن می ایستادند و عهد می کردند که تا سال بعد یک سرو دیگر بکارند.

shabe-cheleh

جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران

ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت خواب روند و لختی بیاسایند.

در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می گذاشتند و با جامه ای سپید به صحرا می رفتند و بر فرشی سپید می نشستند. دربان ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده ها و خدمت کاران در سطح شهر آزاد شده و به سان دیگران زندگی می کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانه ای بیش نباشد. ایرانیان در این شب باقی مانده میوه هایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات می خوردند و دور هم گرد هیزم افروخته می نشستند تا سپیده دم بشارت روشنایی دهد زیرا به زعم آنان در این شب تاریکی و سیاهی در اوج خود است. جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می شود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می شده است به این صورت که خانواده ها در این شب گرد می آمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف می کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوه ها که اغلب دانه های زیادی دارند، نوعی جادوی سرایتی محسوب می شوند که انسان ها با توسل به برکت خیزی و پردانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت آور می کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشید در شب به شمار می روند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده گویی می کنند.

 

در فرهنگ‌های مختلف هدیه دادن نشانه محبت و احترام به شخص مقابل است و در هر کشوری آداب خاص خودش را دارد. شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در کشور خاصی می خواهید از شخصی تشکر و قدردانی کنید، پس در ادامه با ما همراه باشید تا برخی از نکات فرهنگی هنگام هدیه دادن و هدیه گرفتن را مرور کنیم.
هدیه به سبک چینی!
در کشور چین رسم بر این است که افراد هنگام کادو گرفتن، سه بار از گرفتن کادو امتناع می‌کنند، و سپس کادوی خود را تحویل می‌گیرند و همچنین فردی که کادو می‌دهد نیز باید کادو را با دو دست تقدیم کند و سه بار بر تحویل کادو اصرار کند. معمولا کادوها در مقابل کسی که کادو را تحویل داده باز نمی‌شود.
هدیه به سبک مصری!
مناسب‌ترین هدیه برای اولین دیدار در منزل میزبان در مصر، میوه و شیرینی است. ولی هدیه به هرمناسبتی باید با دست راست تقدیم شود. هدیه‌ها را با کاغذ زیبا و رنگی بسته‌بندی می‌کنند و با احترام تقدیم می‌کنند. معمولا هدیه را در مقابل شخصی که هدیه را تقدیم کرده باز نمی‌شود. مگر اینکه هدیه، دسر، شیرینی یا میوه باشد که معمولاً بعد از صرف شام برای همه میهمانان سرو می‌شود.
هدیه به سبک هندی!
در هند در مناسبت‌های مختلف به یکدیگر کادو می‌دهند. در اواخر شهریور طی یک مراسم به نام “Rakhi” معمولاًبرادرها به خواهران خود هدیه می‌دهند. در آبان ماه هم مراسم دیگری به نام “Diwali” برپا می‌شود که به جشن نور و چراغ معروف است و افراد با نسبت‌های مختلف به یکدیگر هدیه می‌دهند. معمولاً افراد از اینکه هدیه‌ای که بخشیده‌اند را جلوی خودشان باز کنند خوشحال می‌شوند.
هدیه به سبک ژاپنی!
در کشور ژاپن شیوه تقدیم کردن هدیه از خود هدیه مهمتر است. افراد در مناسبت‌های مختلف مثل مراسم عروسی، تولد، جشن فارغ‌التحصیلی یا هدیه اولین مهمانی، به یکدیگر هدیه می‌دهند. بعد از گرفتن کادو، ژاپنی‌ها معمولا یک هدیه برای تشکر ارسال می‌کنند که در فرهنگ ژاپن “O-kaeshi” نام دارد. ارزش این هدیه معمولاً کمتر از هدیه قبلی است.
هدیه به سبک ترکیه!
در ترکیه هدیه مرسوم هنگام رفتن به مهمانی، انواع شیرینی به ویژه باقلواست. در مراسم عروسی افراد فامیل به عروس و داماد طلا هدیه می‎دهند. هدیه را معمولا در اولین لحظه دیدار به یکدیگر تقدیم می‌کنند و همان لحظه نیز آنرا باز می‌کنند.
هدیه به سبک فرانسه!
در کشور فرانسه هدایا معمولا بعد از تحویل در حضور شخص باز می‌شوند. ارزش مادی هدایا در فرانسه اهمیتی ندارد و معمولا هدایایی انتخاب می‌شوند که مناسب سلیقه شخص باشد. ولی هدیه دادن گل بسیار مرسوم است. فقط تعداد شاخه‌های گل باید فرد باشد مثلاً یک، سه،… ولی در فرهنگ فرانسوی هدیه دادن دسته گلی با ۱۳ شاخه چندان خوش یمن نیست.
هدیه به سبک یونان!
در فرهنگ یونانی هدیه نباید خیلی گران‌قیمت باشد. چون شخصی که هدیه گرفته باید هدیه‌ای با ارزش مادی یکسان را بازگرداند. ولی بسته‌بندی و شیوه تقدیم کردن هدیه برای مردم یونان مهم است.
هدیه به سبک سنگاپور!
در سنگاپور هدایا باید با کاغذ کادو بسته بندی شوند و با دو دست تقدیم شوند ولی در این کشور بازکردن هدیه مقابل شخصی که هدیه داده چندان مرسوم نیست. معمولا افراد در سنگاپور به رسم تعارف و احترام از دریافت هدیه امتناع می‌کنند و سپس شخصی که هدیه را آورده اصرار می‌کند تا طرف مقابل هدیه را بپذیرد.
هدیه به سبک آرژانتین!
در فرهنگ آرژانتین هدیه مرسوم هنگام دعوت شدن به منزل کسی گل، شکلات، شیرینی و … است. ولی مردم معمولاً از دادن هدیه‌هایی که تیز و فلزی هستند مثل قیچی یا چاقو خودداری می‌کنند چراکه معتقدند که این هدایا بر روابط صمیمانه افراد تاثیر منفی می‌گذارد.

در فرهنگ ایران چای علاوه بر اینکه محصولی زراعی به حساب می آید ، مصرف آن در نوع خود تبدیل به فرهنگ خاصی شده و این فرهنگ متـناسب با شرایط اقلیـــمی و همچنین آداب و رســوم محلی تـا حـدود زیــادی در نقــاط مختـلف ایـران متفاوت می باشد. به طور کلی میتوان گفت که امروزه چای جزو لاینفک زندگی اکثریت اقوام ایرانی شده است و در مراسم ، اعیاد ، جشن ها و سوگواری ها در تمام شهرها و روستاها جایگاه خاص خود را دارا می باشد.
استکان های کمرباریک هم در فرهنگ چای خوری ایرانیان جایگاه خاص خود را دارند. در طراحی این استکان ها نکات خاصی در نظر گرفته شده است که در نوع خود جالب می باشند ، مثلاً گودی کمر استکان های چای خوری باعث می شود که آنها به آسانی در دست قرار گیرند.

یک فنجان چای لبریز ، لب سوز ، لب دوز

نمونه ای از فرهنگ مرسوم در چایخانه های قدیمی می باشد. بدین صورت که شخصی که یک یا چند استکان چای صرف کرده و دیگر تمایلی به صرف چای ندارد ، استکان چای خود را بر روی نعلبکی می خواباند و قهوه چی مادام که مشتریان استکان های خود را بر روی نعلبکی نخوابانده اند ، برای آنها چای سرو می کند.
با رواج این شیوه نوین در محافل اشرافی ، سنت نوشیدن چای عصرانه مستلزم فضاسازی و تمهیدات بسیاری شد که با سلیقه و شیوه برپایی مراسم ارتباط نزدیکتری داشت و صرفاً از ارائه یک فنجان چای ساده با قدری کیک به شیوه ای پیچیده تر تبدیل گشت. زمان نوشیدن یک فنجان چای و خوردن غذا طولانی تر و ظواهر ظرف و ظروف نیز تغییر یافتند. غذاها در کنار نانهای نازک ویفری و کره یا ساندویچ و کیک های دلپذیر و کلوچه که به طور زیبایی روی رومیزی های ظریف تزئین می شدند ، خوشمزه تر به نظر می رسیدند.
با چنین آداب و رسوم اجتماعی مرتبط با چای عصرانه ، طبیعی است که در طول زمان ، آیین های بسیاری در مورد این امر شکل گرفته باشند. میزبان مسؤولیت ریختن چای را بعهده دارد و سپس در میان حاضرین چای توزیع خواهد شد. میزبان در کنار چای ، بیسکویت، برشی از کیک خامه ای یا شکلاتی تعارف می کند ولذت نوشیدن یک فنجان چای عصرانه دوچندان می شود.

سنت نوشیدن چای عصرانه در انگلستان

سنـت نوشیـدن چـای عصـرانه در اواسط قرن نوزدهم میلادی در بریتــانیـا آغاز شد. در میان قشر متوسط و اشراف، ناهار بین ساعت ۱۲ تا ۱ ظهر و شام نیز در ساعات دیرتر بین ۷ تا ۸ بعدازظهر صرف می شد. پیدایش سنت نوشیدن چای عصرانه در سال ۱۸۴۱ به «آناماریا» ، هفتمین دوشس «بدفورد» نسبت داده می شود که تصمیم گرفت
فاصله زمانی زیاد بین دو وعده غذایی ناهار و شام را با نوشیدن چای و خوراکی مختصری در میانه روز پر کند.
دوشس با دعوت از میهمانان متعددی در پیوستن به وی در این مراسم ویژه، ایده جالب و جذاب خود را به تأیید همگان رسانید و بتدریج عموم مردم جذب آن سنت شدند.

طبق روایت افسانه چای ، این نوشیدنی در ۲۷۳۷ پیش از میلاد توسط «شن نونگ» ، امپراطور چین کشف شد و آن زمانی بود که چندین برگ چای با باد به داخل ظرفی از آب جوش افتاد. از زمان سلطنت سلسله «هان» (۲۰۶ تا ۲۲۰ پیش از میلاد ) ظروف چای کشف شده است. در زمان سلسله «تانگ» (۹۰۶– ۶۱۸ بعد از میلاد) چای از آن چنان شهرتی برخوردار بود که نویسنده ای به نام «لویو» نخستین کتاب مختص به چای را با عنوان «چا چینگ» یا «چای کلاسیک» نوشت. اندکی بعد ، موبدان بودایی ژاپن که پیشتر برای تحصیل به چین آمده بودند ، این نوشیدنی را با خود به ژاپن بردند و خیلی زود ، چای به مثابه بخش عظیمی از فرهنگ آنان مبدل شد.

ورود چای به سایر نقاط جهان

تاجران و مبلغین مذهبی پرتغالی احتمالاً نخستین اروپایی هایی بودند که چای را آزموده و با خود نمونه هایی از آن را به اروپا بردند. ولی نخستین کسانی که این محصول را به صورت عمده و توسط کشتی به اروپا حمل کردند ، هلندی ها بودند. آن ها با تأسیس یک پایگاه تجاری در «جاوا» ، اولین محموله چای را از «چین» ، از طریق «جاوا» در سال ۱۶۰۶ به «هلند» ارسال کردند. خیلی زود چای به عنوان یک نوشیدنی به روز در «هلند» و دیگر کشورهای غرب اروپا رواج یافت ؛ اما قیمت گران آن باعث شد که از خانه اشراف زادگان و توانگران بیرون نیاید.

ورود چای به بریتانیا

در همین زمان ، نشانه هایی از حضور چای در بریتانیا در دست است ؛ اما مراسم ازدواج شاه «چارلز» دوم با شاهدخت پرتغالی «کاترین برا گانزا» بود که اشتیاق به نوشیدن چای را در آن سرزمین همگانی ساخت. درواقع ، می توان کاترین را یک معتاد به چای نامید و عشق وافر او به این نوشیدنی ، خیلی زود ، چای را به اوج اشتهار رساند و آنرا در کاخ و سپس به فضایی گسترده تر و در خانه و کاشانه اشراف زادگان و توانگران کشاند. پیش از سال ۱۸۳۴ اکثر چای مصرفی بریتانیا از چین به آن جا ارسال می شد. در همان سال ، امتیاز انحصاری شرکت هند شرقی در باب تجارت با چین به پایان دوره خود رسید و این امر ، باعث شد آن شرکت به کاشت چای در هندوستان بیندیشد که از نظر تاریخی مرکز کلیه فعالیت های آن ها بود. این حرکت با موفقیت شایانی رو به رو گشت و تا سال ۱۸۸۸ میزان واردات چای هندی به بریتانیا از میزان واردات چای چینی پیشی گرفت. پایان انحصار شرکت هند شرقی همچنین باعث شد تا تجارت چای برای همگان آزاد شده و عبور و مرور کشتی های حمل چای از رودخانه «کانتون» در چین تا رودخانه «تیمز» در لندن آزادانه انجام شود. هنگامی که کانال سوئز به روی کشتی های بخار عازم چین گشوده شد ، جهشی دیگر در این پیشرفت ایجاد گردید.

ورود به ایران چای

تاریخ ورود چای و گسترش آن در ایران را به طور دقیق نمی توان تعیین نچای مود ، ولیکن برطبق روایت های جهانگردان ( مانند پیتر دولاواله و دوک هلشتاین ) مصرف چای در ایران به قرن هفدهم یعنی عصر صفویه بر می گردد و پس از ورود اسلام ابتدا قهوه به عنوان نوشیدنی متداول رایج گردید و سپس چای جایگزین آن شد.
برای اولین بار کشت چای در سال ۱۲۶۲ توسط شخصی به نام حاج محمد حسین اصفهانی در ایران آغاز شد ، ولیکن به علل نامعلوم رواج نیافت. پس از وی این آرزوی دیرینه ایرانیان فقط با همت محمد میرزا چایکار ( کاشف السلطنه ) برآورده شد.

2

طعم، رنگ ظاهری متفاوت و عجیب؛ این مشخصه اصلی خوراکی پرطرفداری به اسم پاستیل است؛ خوراکی شگفت انگیزی که به خاطر شکل و شمایل ویژه اش به نظر می رسد که بیشتر مناسب کودکان باشد اما به طرز باور نکردنی میان جوانان و بزرگسالان هم طرفدار دارد و بزرگ ترها هم خیلی وقت بدشان نمی آید یکی از آبنبات های ژله ای و لاستیکی را با رنگ ها و طعم های مختلف در دهان بگذارند و برای لحظاتی به دنیای شاد بچه ها سفر کنند. نکته جالب اینجاست که طرفداران پرو پاقرص پاستیل معتقدند که این خوراکی خوشمزه حتی از تنباکو هم اعتیاد آورتر است و کمتر کسی می تواند در برابر وسوسه خوردن آن خودداری کند! اما فکر می کنید این پاستیل ها واقعا چه چیزی دارند که اینقدر محبوب شده اند؟ از کجا آمده اند و اولین پاستیل ها چطور ساخته شده اند؟

هاربیو؛ خالق اولین پاستیل جهان
شاید مشهورترین نوع پاستیل، پاستیل خرسی باشد، تکه‌ای ژلاتین طعم‌دار که با رنگ خوراکی همراه شده و پاستیل‌هایی یک سانتی‌متری و خوشمزه به شکل خرسی به وجود آورده، بهتر است بدانید که شروع تاریخچه پاستیل با تولد همین خرس‌های کوچک و رنگارنگ آغاز می‌شود. اگر شما چای کیسه‌ای را با لیپتون می‌شناسید و قهوه فوری را با نسکافه، باید بدانید که پاستیل هم با خرس‌های هاریبو شناخته می‌شود و اما داستان تولد این خرس‌های خوشمزه و بند انگشتی چیست؟

سال ۱۹۲۰ بود که یک کارگر ساده کارخانه آب‌نبات‌سازی در شهر بن آلمان به نام «هانس ریگل»‌تصمیم عجیبی گرفت او زمانی که به استخدام این کارخانه درآمد دستمزد بخور و نمیری داشت برای همین همیشه ایده را‌ه‌اندازی کسب و کاری برای خودش را در سر داشت تا مزد زحمت‌هایش مستقیم بر سر سفره خودش بیاید و مجبور نباشد آن را با کارفرما تقسیم کند در آن زمان آبنبات‌ طرفداران زیاد بین‌المللی داشت و هانس که تنها تخصص قنادی و شیرینی‌پزی بود بالاخره تصمیم گرفت از کارخانه جدا شده و شرکت آبنبات‌سازی خودش را تأسیس کند تنها کارمند او همسرش و تنها دارایی‌اش یک کیسه شکر یک تخته مرمری یک کتری یک اجاق و یک وردنه بود و البته کوله‌باری از تجربه که در محل کار قبلی‌اش کسب کرده بود و هیچ سرمایه دیگری نداشت هانس به همراه همسرش گرترود هر روز در آشپزخانه‌شان آبنبات‌های رنگی تولید می کردند و بعد سوار بر دوچرخه آنها را به شهر برده و می‌فروختند چیزی نگذشت که آبنبات‌های دست‌ساز هانس به محبوبیت رسید و او نام هاربیو را برای محصولات خانگی‌اش که برگفته از اسم خودش بود انتخاب کرد. روز به روز آبنبات‌های هاریبو طرفداران بیشتری پیدا می‌کرد و طی دو سال هانس موفق شد سرمایه اندکی جمع کند بعد از دو سال تصمیم گرفت برای رونق بخشیدن به کسب و کارش با تولید کنندگان بزرگ وارد رقابت شود به دنبال ترفند جدیدی بود که متوجه شد نوعی آبنبات میوه‌ای محبوبیت خاصی بین افراد جامعه دارد برای همین تصمیم گرفت دستی در تولید آبنبات هم ببرد. اما برای قوام بیشتر آبنبات‌هایش به طور اتفاقی از ژلاتین هم استفاده کرد مواد لازم دستور ساخت بسیار ساده بود کمی ژلاتین، رنگ خوراکی، شکر و طعم میوه‌ اما چیزی که آبنبات‌های ژلاتینی او را از دیگر آبنبات‌ها متمایز می‌کرد شکل و ظاهر شان بود او در تولید محصول جدید اول از همه ظاهرشان بود او در تولید محصول جدید اول از همه به کودکان فکر کرد تا پیش از این آبنبات‌ها به شکل گرد و ساده تولید می‌شدند ولی هانس با توجه به علاقه و تمایلات کودکان ایده تولید آبنبات‌های ژلاتینی به شکل خرس به ذهنش رسید. او و همسرش مواد را پس از حرارت دادن در قالب‌های کوچکی به شکل خرس ریختند و بعد از خنک شدن آنها را از قالب جدا کردند نتیجه کار خیلی هیجان‌انگیز بود و ژلاتین موجود در مواد باعث شده بود تا آبنبات‌های جدید به ظاهر سفت کمی نرم و چسبنده باشند هانس و گرترود تعداد زیادی خرس‌های کوچک و رنگی درست کردند که طعم خوبی هم داشت ایده ابتدایی تولید آبنبات‌های ژلاتینی به شکل خرس نه تنها باعث شد تا این محصول شهرت جهانی پیدا کند بلکه ریگل‌ها با همین خرس‌های ژله‌ای ثروت هنگفتی به دست آوردند، خرس‌های آن زمان کمی لاغرتر و درازتر از خرس‌های کوچک و تپل امروزی بودند اما همان‌ها هم خیلی زود بین بچه‌های شهر بن محبوب شدند و هیچ کودکی نبود که عاشق خرس‌های هاریبو نباشد و هر از گاهی آنها را از پدر و مادرش نخواهد.
فراز و نشیب‌ در کارخانه هاریبو
خرس‌های ژلاتینی هاریبو شهرت و ثروت زیادی برای خانواده ریگل‌ها به همراه داشتند، طوری که تجارت دو نفره آنها در سال ۱۹۳۰ منجر به تأسیس یک کارخانه بزرگ با ۱۶۰ پرسنل شد تا پیش از این همسر هانس ریگل همچنان از دوچرخه‌ برای توزیع و تحویل بسته‌های محصولات استفاده می‌کرد ولی با تاسیس کارخانه و بالا رفتن نرخ فروش آنها اولین ماشینشان را هم خریداری کردند و پخش خرس‌های ژلاتینی با دوچرخه به دست فراموشی سپرده شد با این ماشین آنها موفق شدند محصولاتشان را در سراسر آلمان توزیع کنند و همین باعث شد شهرت بیشتری پیدا کنند برای معرفی این پاستیل‌های خرسی آنها دست به دامن تبلیغات شدند و اولین شعار تبلیغاتی‌شان هم این چنین معرفی شد «هاریبو هم کودکان را خوشحال می‌کند هم بزرگ‌ترها را»
حالا دیگر کوچک و بزرگ در آلمان خرس‌های ژلاتینی هاریبو را می‌شناختند و آنها به یکی از تنقلات محبوب و پرطرفدار بین افراد تمام جامعه تبدیل شده بودند تا پیش از آغاز جنگ جهانی دوم تعداد کارکنان کارخانه هاریبو به ۴۰۰ نفر سید و روزانه ۱۰ تن پاستیل و آبنبات، تدارک مواد اولیه روز به روز سخت‌تر می‌شد و در نتیجه تولید هم کاهش پیدا کرد و این یعنی افت ناگهانی و شدید شرکت درست در حالی که به سمت اوج می‌رفت. با پایان جنگ تنها به تعداد انگشتان یک دست کارگر در کارخانه باقی مانده بود و حتی برای مدت کوتاهی تولید متوقف هم شد در این اوضاع نابسامان خرس‌های هاریبو پدر خود را هم از دست داده‌اند و هانس ریگل در سن ۵۲ سالگی از دنیا رفت و این در شرایطی بود که هر دو پسر خانواده هم جزوو اسرای جنگی در زندان به سر می‌بردند اما گر ترود همسر هانس دست از تلاش برنداشت و سعی کرد کارخانه را سر پا نگه دارد تا سال ۱۹۴۶ که هر دو پسر خانواده ریگل با عزم بازسازی دوباره کارخانه از زندان بیرون آمدند هانز پسر بزرگ خانواده یک بازرگان خلاق و دارای مدرک دکترای اقتصاد بود و پل هم پسر کوچک خانواده در زمیه فناوری و تولید آبنبات و پاستیل استعداد خاصی داشت با تلاش‌های این دو برادر بار دیگر کارخانه پا گرفت و ظرف ۴ سال تعداد کارگران به هزار نفر رسید و آنها دوباره تولید را از سر گرفته و سرمایه از دست رفته را به دست آوردند و کارخانه‌ هاریبو بر تمام رقیبان خرده و کوچک خود پیروز شده و دنیای پاستیل را در دست گرفت.
خرس‌های هاریبو دنیا را فتح کردند
با وجود آن‌که اولین خرس‌ هاریبو در سال ۱۹۲۲ پا به دنیا گذاشت و محبوب شد اما سال‌ها طور کشید تا به کشورهای دیگر راه پیدا کند. پسران هانس بعد از اطمینان از بازار و تقاضای مردم خرس‌های خود را برای اولین بار در سال ۱۹۸۲ به آمریکا بردند. دانش‌آموزان آمریکایی اولین کسانی بودند که سر کلاس‌های زبان آلمانی با خرس‌های ژلاتینی هاریبو آشنا شدند و با راه‌اندازی خط تولید پاستیل‌های هاریبو در آمریکا این محصول خوردنی و خوشمزه خیلی زود در این کشور هم طرفدار پیدا کرد سال‌های بعد کارخانه هاریبو دفتر خود را در کشورها دیگر اروپایی مثل فرانسه، انگلیس، بلژیک، سوئد، اتریش و… راه اندازی کرد و رفته رفته پاستیل بین‌المللی شد، شهرت این خوراکی وسوسه‌انگیز و ژله‌ای چنان سریع در آمریکا گسترش یافت که حتی کمپانی دیزنی شخصیت آمریکایی یکی از کارتون‌هایش را در سال ۱۹۸۵ از میان این خرس‌های ژله‌ای و فنری که در آمریکا به خرس طلایی معروف شده بودند انتخاب کرد، این کارتون با نام «ماجراهای خرس‌های ژله‌ای» در ۶۵ قسمت ساخته شد و درست مانند خود پاتیل‌ها محبوبیت خاصی پیدا کرد.
رقابت تولد پاستیل‌های رنگارنگ
پاتسیل خیلی زود خودش را در دل کوچک و بزرگ در اقصی نقاط جهان جا کرد و چنان محبوبیتی پیدا کرد که تولیدکنندگان دیگر هم به سراغ این تجارت رفتند. کمپانی «ژلی بلی» اولین کمپانی آمریکایی بود که در سال ۱۹۸۳ پاستیل تولید کرد، اما خلاقیت چندانی به خرج نداد و پاستیل به همان شکل خرسی به زندگی خود ادامه داد تا اینکه همان سال یک کمپانی آلمانی به نام «ترولی» شخصیت جدیدی به دنیای پاستیلی اضافه کرد. ترولی قصد داشت پاستیلی بسازد که برای بچه‌ها جدید باشد و برای والدینشان کمی شوک‌آور، برای همین ایده ساخت کرم‌های خاکی به ذهن بازاریابان این کمپانی رسید و این چنین بود که پاستیل به شکل کرم خاکی وارد بازار شد، این پاستیل نه تنها چندش‌آور نبود بلکه با استقبال خیلی زیادی هم روبه‌رو شد و باعث شد انواع دیگر پاستیل هم تولید شوند. پاستیل نوشابه‌ای، پاستیل قورباغه‌ای و حلقه‌های ژله‌ای از دیگر انواع پاستیل‌ها هستند که به مرور وارد خط تولید کمپانی‌ها شدند. رفته‌رفته طعم‌ها و شکل‌های جدیدی به انواع پاستیل‌ها اضافه شدند و پاستیل به عنوان یک خوراکی بی‌نظیر تمام دنیا را فتح کرد. امروزه اگرچه انواع و اقسام پاستیل و محصولات متنوع از این قبیل توسط کمپانی‌های مختلف در سراسر دنیا تولید می‌شود اما همچنان در سراسر دنیا خرس‌های ژله‌ای هاریبو حرف اول را می‌زنند و خیلی‌ها پاستیل را با قیافه خرس های ایستاده هاریبو می‌شناسند. هاریبو همچنان با سرپرستی پسران هانس ریگل روزانه بیش از ۸۰ میلیون خرس کوچک برای توزیع جهانی تولید می‌کند. کسی نمی‌داند اگر بلند پروازی‌های آقای هانس ریگل پدر نبود و او به دنبال زندگی بهتر و مستقل تر از کارخانه جدا نمی‌شد و به دنبال کسب و کار خودش نمی‌رفت و اگر سماجت‌های پسران او برای حفظ کارخانه نبود چند سال دیگر طول می‌کشید تا پاستیل اختراع شود!
پاستیل‌های عجیب و غریب
پاستیل‌ها اگرچه در وهله اول برای کودکان ساخته شدند. اما رفته‌رفته به دنیای برزگسال‌ها هم پا گذاشتند و صنعت پاتسیل‌سازی کمی دگرگون شد. امروزه پاتسیل‌های عجیب و غریبی در بازار یافت می‌شود که گاهی برای بچه‌ها چندان خوشایند نیستند و تولید آنها با اعتراض گروه‌های مختلف روبه‌رو شده،گاهی هم بزرگ‌ترها از پاستیل به عنوان وسیله‌ای برای خلق هنر استفاده می کنند. بد نیست در ادامه عجیب‌ترین و جالب‌ترین مخلوقات پاستیلی را برای شما معرفی کنیم.
آجرک‌های پاستیلی
آجرک‌های پاستیلی ایده خلاقانه دیگری بود که یک طراح خلاق آمریکایی آن را به اجرا درآورد. او دو ایده هیجان‌انگیز برای کودکان یعنی لگوسازی و پاستیل را با هم ترکیب کرده و آجرک‌های پاستیلی‌اش را تولید کرد و از این راه درآمد خوبی هم به دست آورد. قالب کار او همان لگوهای قدیمی و محبوب میان بچه‌ها بودند. با این آجرک‌های ژلاتینی و سوار کردن آنها روی هم کودکان می‌توانند هرچه که دوست دارند از خانه گرفته تا هواپیما یا کشتی بسازند و بعد نوش‌جان کنند.
پاستیل‌های زشت
پاستیل حیوانات تصادفی و له شده و پاستیل موش مرده شاید از غیرمعمول‌ترین و زشت‌ترین پاستیل‌ها باشند که حتی نگاه کردن به آنها حس بدی به آدم می‌دهد. پاستیل حیوانات تصادفی را اولین‌بار یک کمپانی آلمانی به نام فرانکفورت کندی تولید کرد. اینها حیواناتی هستند که در تصادفات جاده‌ای له شده‌اند و حتی نقش و نگار لاستیک ماشین‌ةا هم بر پشت آنها دیده می‌شود و چشم و چالشان هم از حدقه بیرون زده شده. اما موش مرده پاستیل زشت دیگری است که به شکل موشی تولید شده که در تله گیر افتاده و کشته شده است، مسلماً این موش مرده به خاطر نمایش خونی که ازسر و کله‌اش بیرون زده چندان خوشایند کودکان نیست و حتی بزرگ‌ترها هم رغبتی به جویدن آن ندارند.
پاستیل‌های غول پیکر
تولیدکنندگان پاستیل گاهی با شیطنت ایده‌های جالبی ارائه داده‌اند و یکی از این ایده‌ها تولید پاستیل‌های غول پیکر است. پاستیل جمجمه یکی از این پاستیل‌هاست که در ابعاد واقعی و به شکل جمجمه انسان ساخته و با ۱۱ طعم و رنگ مختلف عرضه شده، البته تنها به افرادی بالای ۱۸ سال و به قیمت ۳۵ دلار به فروش می‌رسد. از آنجا که هیچ جمجمه‌ای بدون مغز نیست! پس بعد از پاستیل جمجمه پاستیل مغز انسان هم در ابعاد بزرگ تولید شد. این مغز پاستیلی تقریباً ۳ کیلوگرم وزن دارد و یکی از عجیب‌ترین پاستیل‌های تولید شده تاکنون است. احتمالاً تجربه خوردن یک مغز شیرین ۳ کیلویی با طعم آدامس تجربه جالبی خواهد بود. کرم‌های خاکی غول پیکر نیز در لیست این پاستیل‌های عظیم‌الجثه قرار دارند. این کرم‌ها ۶۶ سانتی‌متر طول و نزدیک به ۴ سانتی‌متر قطر دارند. وزن هر کدام بیش از یک کیلوگرم است و تنها با پرداخت ۲۸ دلار می‌توانید یکی از این کرم‌های غول‌پیکر و چندش‌آور را تهیه کرده و سر میز پذیرایی بگذارید. اما خرس‌های هاریبو را نباید فراموش کرد، شرکت‌ هاریبو برای عقب نماندن از این رقابت هم سال ۲۰۰۳ خرس‌های خود را در وزن دو کیلو ‌و نیم با سه طعم آناناسی، شاتوتی و آدامسی وارد بازار کرده و هر کدام را به قیمت ۳۰ دلار به فروش رساند.
لوسترهای پاستیلی
لوسترهای پاستیلی از دیگر هنرنمایی‌های هنرمندان با پاستیل است. یک طراح آرژانتینی به نام جولیو با کمک پاستیل‌های خرسی هاریبو لوسترهای بی‌نظیر و خوشمزه‌ای می‌سازد. یکی از آثار هنری اولوستر کروی شکلی است که در ساخت آن بیش از ۵۰۰۰ قطعه پاستیل خرسی به کار برده شده. این لوستر ۲۳ کیلوگرم وزن دارد و قطر آن ۷۹ سانتی‌متر است. هنرنمایی دیگر اولوستری پاستیلی شاهانه است که یک مترو۱۴ سانتی‌متر ارتفاع دارد و با لامپ‌های ۵۰ واتی روشن می‌شود. به گفته او سخت‌ترین کار هنگام ساخت لوسترها مقاومت در برابر خوردن پاستیل‌ها بوده و او بارها و بارها به پاستیل‌های رنگارنگی که جلوی خود جمع کرده بود ناخنک زده تا بالاخره بعد از هفته‌ها تلاش موفق شده این لوسترها را بسازد. عمر این لوسترها ۱۰ سال تخمین زده شده و البته این در صورتی است که کسی به آنها ناخنک نزند و آنها را نخورد.

تارت نوعی شیرینی است که معمولاً از مواد پرکننده برای پوشش آن استفاده می‌شود. روی تارت‌ها باز است و از ماده اصلی شیرینی (خمیر) تشکیل نشده است. در تارت‌ها خمیر شیرینی، خمیر بریزه است. ماده روکش یا پرکننده تارت‌ها ممکن است شیرین (مثل میوه‌جات) یا نمکی و غیرشیرین (مثل مرغ و میگو) باشد. تارت‌های امروزی معمولاً” بر پایه میوه و کرم کاستارد هستند. تارت‌های ریز نیز به تارت‌های کوچک اطلاق می‌شود. به عنوان مثال می‌توان از تارت ریز تخم مرغ نام برد. مثالی دیگر که در خصوص تارت‌ها می‌توان زد تارت‌های مربایی هستند که رنگ آنها بسته به مزه‌ای است که در مربا (به عنوان پرکننده) استفاده می‌شود. از تارت‌های نمکی می‌توان به کیش اشاره کرد
تفاوت اصلی تارت با انواع کیک در آن است که نان تارت بدون پف عمل می‌آید حال آنکه در دسته کیک‌ها پف از موارد غیر قابل حذف است.

 

})
X